مشاهده مطلب

      ۰۶ دی ۱۳۹۱      ۰             1210      اخبار ایران و جهان   Print This Post Print This Post
روزنامه‌هاي صبح امروز ايران در سرمقاله‌هاي خود به مهمترين مسائل روز كشورو جهان پرداخته‌اند از جمله «اين نشانه ها ديدني نبود؟!»،«آقاي رئيس جمهور درنگ نكنيد!»،«هيدرات هاي گازي درياي عمان و چشم انداز پيش‌ رو»،«لیست سیصد نفره ادعا یا واقعیت؟»،«تحليل واکنش بازار به مصاحبه رئيس جمهور»،«ریل مهم‌تر از راننده»و…كه برخي از آنها در زير مي‌آيد.
كيهان:اين نشانه ها ديدني نبود؟!
«اين نشانه ها ديدني نبود؟!»عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم حسين شريعتمداري است كه در آن مي‌خوانيد؛
۱- سخت است، شايد هم بي فايده، يا كم فايده! بعيد هم نيست اين وجيزه، جسارت تلقي شود. مخصوصاً آن كه روي سخن با شخصيتي صاحب نام و با سابقه اي درخشان، يعني آيت الله هاشمي رفسنجاني باشد. شخصيتي كه زير شكنجه هاي رژيم شاه لب به افشاي اسرار نمي گشود و جمعه هاي بعد از انقلاب كه به خطبه مي ايستاد، حزب الله سراپا گوش بود. ولي از نوشتن گريزي نيست چرا…؟! بي آن كه قصد مقايسه اي در ميان باشد و تنها به عنوان يك نمونه عبرت انگيز، اشاره به خاطره اي را خالي از لطف نمي دانيم. محمود اعتمادزاده با نام مستعار «به آذين» از نويسندگان و مترجمان برجسته و عضو مركزيت حزب توده بود. ترجمه رمان «دن آرام» از معروفترين آثار اوست. وقتي بعد از دستگيري اعضاي مركزيت حزب توده براي گفت وگو درباره ماركسيسم نزد او رفتيم، اولين سؤالش اين بود «حزب توده كه از بين رفته است، دوران بازجويي هم كه پايان يافته و من با ابراز پشيماني از عمر تلف شده خود، بيشترين همكاري را با نظام داشته ام، پس شما ديگر براي چه آمده ايد؟!» و برادر عزيزم آقاي پرويز جنتي كه از صاحب نظران برجسته در شناخت ماركسيسم و تاريخچه آن است در پاسخ گفت؛ «آقاي به آذين! شما بخشي از سرمايه ايران اسلامي و متعلق به مردم مسلمان اين مرز و بوم هستيد كه دشمن با فريب و ترفند از ما دزديده بود. ما آمده ايم متاع به سرقت رفته خود را، تمام و كمال از دشمن پس بگيريم». به آذين لبخندي زد و به برادر عزيز ديگرم آقاي قاسم تبريزي كه از صاحب نظران تاريخ معاصر است و او را از قبل مي شناخت، روي كرد و گفت؛ اين جوانمردي ها مخصوص امام خميني(ره) است … و به لطف خداي مهربان از اسارت دشمن بيرون آمد. باز هم تأكيد مي شود كه شخصيت و سوابق آيت الله هاشمي با آنچه در اين خاطره آمده است قابل مقايسه نيست.
۲- اواخر دهه ۳۰ بود. آن روزها لايحه اعطاي امتياز نفت شمال به شوروي از سوي دولت وقت- قوام السلطنه- به مجلس ارائه شده و نمايندگان مجلس پانزدهم با آن مخالفت مي كردند. حزب توده براي فشار بر مجلس، تظاهراتي در ميدان بهارستان به راه انداخته بود. آن هنگام مرحوم جلال آل احمد جواني۲۰ ساله و عضو شاخه جوانان حزب توده بود و در تظاهرات ياد شده حضور داشت. مرحوم آل احمد مي گويد، «من «بازوبند انتظامات» بر بازو داشتم و به خيال خود براي حفظ نظم و انضباط تظاهرات تلاش مي كردم. ناگهان متوجه شدم كه تعدادي از افسران و كاركنان روسي سفارت شوروي، هدايت تظاهرات و شعارهاي آن را برعهده دارند. به شدت يكه خوردم. تا آن روز تصور مي كردم كه عضو يك حزب مستقل هستم و براي منافع مردم كشورم تلاش مي كنم. لطف خدا بود كه به خود آمدم، بازوبند را از بازو باز كرده و به خيابان پرتاب كردم. من و خدمت به دشمنان وطنم؟! (نقل به مضمون). مرحوم جلال آل احمد بعد از اين بيداري به مبارزه با استبداد شاهنشاهي و استعمار شرقي و غربي روي آورد. مدتي بعد به زيارت خانه خدا رفت كه كتاب خواندني و شيوا و جذاب «خسي در ميقات» حاصل آن سفر روحاني جلال است. گفتني است در اسناد ساواك آمده است كه جلال اعلاميه هاي امام خميني(ره) را توزيع مي كرده است. خدايش رحمت كند.
۳- چند سالي است- همزمان و بعد از فتنه ۸۸- كه آيت الله هاشمي رفسنجاني عهد ديرين رها كرده و متأسفانه در ميداني بازي مي كند كه بي ترديد از سوي دشمنان اسلام و انقلاب – بخوانيد دشمنان خود ايشان- طراحي شده و مديريت مي شود. مديريت مثلث آمريكا، اسرائيل و انگليس در زمينه سازي، حمايت و راه اندازي فتنه ۸۸ به اندازه اي آشكار و مستند است كه بي خبري آقاي هاشمي از آن با توجه به هوشمندي بارها تجربه شده ايشان بسيار عجيب و غيرقابل تصور به نظر مي آيد. اگر مرحوم جلال آل احمد با مشاهده دخالت كاركنان روسي سفارت شوروي در تظاهرات ياد شده به ماهيت آن حركت و اهداف استعماري آن پي برده و خود را كنار كشيد، از آيت الله هاشمي رفسنجاني انتظار مي رفت و مي رود كه بعد از فتنه ۷۸ يعني ده سال قبل از فتنه ۸۸ دست خونريز و غارتگر مثلث آمريكا و اسرائيل و انگليس را كه از آستين وطن فروشان داخلي بيرون آمده بود، شناسايي كرده و در پي قطع آن باشد ولي با كمال تأسف به جاي آن كه دامن از اين معركه بيرون بكشد، باعث شد آستين فتنه گران به درون كشيده شود!
از جناب رفسنجاني بعيد بود- و هست- كه فتنه ۸۸ را با انگيزه دستيابي مأموران داخلي مثلث ياد شده به كرسي رياست جمهوري ارزيابي كند و تمامي شواهد و اسناد آشكاري كه از اهداف براندازانه و ديكته شده به سران و عوامل فتنه حكايت مي كرد و مي كند را ناديده گرفته باشد! به عنوان مثال آيا ائتلاف آشكار و اعلام شده مدعيان اصلاحات با منافقين، ماركسيست ها، بهايي ها، سلطنت طلب ها، تروريست هاي كومله و حزب دموكرات كردستان و…براي شركت در انتخابات رياست جمهوري بود؟! آيا حمايت مالي، تداركاتي، تبليغاتي و سياسي آمريكا و متحدان اروپايي و منطقه اي آن از فتنه گران نشانه ايران دوستي آنها بود؟! شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فداي ايران»(!) كه دو روز قبل از سوي وزارت خارجه اسرائيل به فتنه گران ديكته و توصيه شده بود براي جناب رفسنجاني ترديدآور نبود؟ اينكه نتانياهو با صراحت اعلام مي كرد «اصلاح طلبان بزرگترين سرمايه اسرائيل در ايران هستند» و شيمون پرز با افتخار! مي گفت «جنبش سبز به نمايندگي از اسرائيل در ايران با جمهوري اسلامي مي جنگد»، اوباما، حمايت از فتنه گران را يكي از اهداف استراتژيك آمريكا براي براندازي جمهوري اسلامي معرفي مي كرد، نخست وزير انگليس با اعلام حمايت از فتنه گران و تقدير از موسوي و خاتمي و كروبي، عمر جمهوري اسلامي ايران را پايان يافته مي دانست؟! و يا وقتي فتنه گران در نماز جمعه اي كه به امامت خود آقاي هاشمي برپا شده بود به نفع اسرائيل و آمريكا شعار مي دادند، روز عاشورا به ساحت مقدس حضرت اباعبدالله عليه السلام اهانت مي كردند، تصوير مبارك حضرت امام(ره) را پاره كرده و روي آن مي رقصيدند و ده ها و صدها جنايت ديگري كه همه روزه مرتكب مي شدند براي بيداري آقاي هاشمي رفسنجاني كافي نبود؟! آيا هيچيك از اين موارد و ده ها و صدها جنايت و خيانت مشابه ديگر قابل انكار است؟! و آيا اين همه نشانه ديدني نبود ؟!
۴- از جمله اظهارات آقاي هاشمي رفسنجاني كه اين روزها به بهانه هاي مختلف بر زبان مي آورند، «تشكيل دولت وحدت ملي با حضور همه نيروهاي سياسي فعال!»، تاكيد بر «انتخابات آزاد و شفاف و قانوني به عنوان اولين قدم براي بازگشت تعادل به جامعه»! و نمونه هاي ديگري از اين دست است، كه درباره آن گفتني است؛
الف: آقاي هاشمي در تعريف «دولت وحدت ملي» بر حضور همه نيروهاي فعال سياسي تاكيد مي كنند و اين پرسش را بي پاسخ مي گذارند كه چرا در طرح پيشنهادي خود نه فقط كمترين مرزبندي با گروه هاي آلوده سياسي ندارند بلكه بدون تفكيك و با تاكيد و تكرار چندباره، آنها را بخشي از «دولت وحدت ملي»! مورد نظر خويش معرفي مي كنند! آيا منظور آقاي هاشمي، بازسازي همان ائتلاف جريانات ضد انقلاب در فتنه آمريكايي- اسرائيلي ۸۸ است؟!
ب: آقاي هاشمي در حالي از كمترين مرزبندي با دشمنان تابلودار اسلام و نظام و جريانات وطن فروش و آلوده سياسي خودداري مي كنند و همه آنها را در «دولت وحدت ملي»! پيشنهادي خويش جاي مي دهند كه در همان حال و در اظهارات خود درباره «دولت وحدت ملي» بر مرزبندي با نيروهايي كه آنها را «تندرو»! مي نامد- يعني توده هاي ميليوني مردم مسلمان و متعهد كشورمان- تاكيد مي ورزد! و پرسش اين است چرا جناب رفسنجاني مرزبندي با مردم فداكاري كه در مقابل توطئه هاي آمريكا و اسرائيل و از جمله فتنه ۸۸ ايستاده اند را هرگز فراموش نمي فرمايند ولي دريغ از يك كلمه كه درباره مرزبندي «دولت وحدت ملي»! مورد نظر خود با گروه ها و جريانات ضد انقلاب و معاند، بر زبان بياورند!
ج: آقاي هاشمي پي درپي بر اين جمله تاكيد مي فرمايند كه بايستي با حضور همه نيروها و گروه هاي فعال سياسي، اعتدال به جامعه بازگردد! و توضيح نمي دهند كه اولا؛ مگر همين نيروهاي مورد نظر ايشان نبودند كه در فتنه ۸۸ آشوب آفريدند؟! ثانيا؛ نفرت مردم از فتنه گران نشانه تعادل جامعه است و ايشان نبايد انتظار داشته باشند كه مردم از مقابله با جريانات فتنه گر دست بكشند. ثالثا؛ مگر همين نيروهاي به قول شما «تندرو» نبودند كه از شما در مقابل گروه هايي كه امروزه از آنها دفاع مي كنيد حمايت كردند. آيا فراموش كرده ايد كه گروه هاي ياد شده، شما را «عاليجناب سرخپوش»، «ديكتاتور»، «مرتجع» و… مي ناميدند و مگر فشار همان ها نبود كه حضرتعالي علي رغم رأيي كه در انتخابات مجلس ششم آورده بوديد، مجبور به استعفاء شديد؟!
د: جناب هاشمي از برگزاري انتخابات آزاد، شفاف و قانوني سخن مي گويند و توضيح نمي دهند كه منظورشان چيست؟ مگر خود حضرتعالي نبوديد كه قبل از ماجراي سال هاي اخير در خطبه هاي نماز جمعه با استناد به ساختار قانوني و چرخه برگزاري انتخابات، صدها دليل مي آورديد كه در نظام جمهوري اسلامي ايران امكان هيچ تقلبي وجود ندارد و تنها تخلف هايي احتمال وقوع دارد كه به هيچوجه نمي تواند در نتيجه نهايي انتخابات تاثيري داشته باشد؟! آن ساختار كه تغيير نكرده! و مگر كساني كه از آنها حمايت مي كنيد با صراحت اعلام نكردند كه تقلب در انتخابات، اسم رمز آشوب ها بوده است و مگر آقاي تاجزاده به گواهي فيلمي كه از ايشان موجود است و به عنوان كسي كه معاون وزارت كشور بوده و چند دوره انتخابات برگزار كرده است با صراحت نمي گويد كه كمترين احتمال تقلب در انتخابات وجود ندارد؟
۵- و بالاخره گفتني است كه دلسوزي مردم وفادار به انقلاب براي آيت الله هاشمي از برخي اعضاي خانواده ايشان نيز بيشتر است. كافي است نگاه كنيد گروه هايي كه اين روزها سنگ حمايت از آقاي هاشمي را به سينه مي زنند از ايشان چه مي خواهند و كساني كه امروزه آقاي هاشمي آنان را در مقابل خود تصور مي كند چه انتظاري دارند.
خراسان:پايان همه پرسي در مصر و جدال تعيين کننده براي انتخابات پارلماني
«پايان همه پرسي در مصر و جدال تعيين کننده براي انتخابات پارلماني»عنوان يادداشت روز روزنامه خراسان به قلم سيدمحمد اسلامي است كه در آن مي‌خوانيد؛با گذشت ۴ روز از پايان همه پرسي قانون اساسي در مصر، کميته عالي انتخابات اعلام کرد مردم مصر به شناسنامه جديدشان راي مثبت داده اند و قانون اساسي مصر مصوب آراي عمومي شده است. جماعت اخوان المسلمين، محمد مرسي، رئيس جمهور دولت اخواني و حاميان او از پيش نويس قانون اساسي که به همه پرسي گذاشته شده بود، حمايت کرده بودند. در مقابل مخالفان مي گفتند که اين متن بيش از حد اسلامگراست و حقوق اقليت ها را تامين نمي کند. اکنون به نظر مي رسد عده کشي هاي خياباني در قاهره به نتيجه نرسيده و دولت اخواني توانسته است قانون اساسي جديد را نهايي کند. اما آيا با تصويب اين پيش نويس بايد کار را براي اسلامگرايان و دولت اخواني تمام شده دانست؟
يک متن تکثرگرا
قانون اساسي جديد مصر اگرچه “اصول اسلام” را مبناي تصويب قوانين در اين کشور معرفي کرده، اما آن چنان “تنظيم” شده است که در برابر هر ۲ قطب رويکردهاي سياسي در مصر منعطف باشد. اگر چه سلفي ها در قانون اساسي به آرمان خود براي استخراج قوانين از “احکام اسلام” دست نيافتند و سکولارها هم به قانون اساسي عاري از هرگونه قيد مذهبي نرسيدند، اما انعطاف پذيري اين متن به گونه اي است که هم مي توان روايتي کاملا سلفي از آن ارائه داد و هم مي توان برداشتي ليبرال از اصول آن داشت. در بررسي متن قانون اساسي جديد، اصول ۲، ۴، ۴۴ و ۲۱۹ مورد انتقاد گروه هاي ليبرال بوده است. اصل ۲ قانون اساسي اسلام را “دين رسمي” مصر معرفي مي کند و “اصول شريعت اسلام” را مبناي قانون گذاري در اين کشور مي داند. اصل ۲۱۹ اصول شريعت اسلامي را شامل ادله کلي، قواعد اصولي و فقهي منابع معتبر “اهل سنت” معرفي مي کند. اصل ۴ نهاد الازهر را به عنوان يک نهاد مستقل اسلامي و دانشگاهي به رسميت شناخته و البته حد بالاي اين به رسميت شناختن اين است که “نظر هيئت علماي الازهر شريف در امور مرتبط با شريعت اسلامي خواسته خواهد شد”. اصل ۴۴ نيز توهين و تعرض به تمام انبياي الهي را ممنوع کرده است. روشن است که مي توان از اين اصول قرائتي کاملا سلفي ارائه داد، هرچند که تصريحي بر “احکام اسلام” (در مقايسه با “اصول اسلام”) در آن وجود نداشته باشد. با اين حال در اصول ديگر نيز بارها بر اشکال مختلف آزادي تاکيد شده است. اصل ۳ مبناي قانون گذاري براي مسيحيان و يهوديان را اصول اين اديان تعيين کرده است.
اصل ۶ بر مباني دموکراتيک، کثرت گرايي سياسي، حقوق بشر و آزادي در مصر تاکيد دارد. البته اصل ۵ قانون اساسي مصر نيز به گونه اي تنظيم شده که برخي کارشناسان آن را يک گام مهم در حفظ مباني ليبرال در اين متن مي دانند. اين اصل “حق حاکميت” را “منحصرا محدود به مردم” مي داند. منتقدان غربي به اين اصل خوش بين هستند(۱) آن ها معتقدند اين که حق حاکميت به “خداوند” منتسب نشده و “محدود به مردم” است، مي تواند راه را براي تفسيرهاي ليبرالي از اين متن باز نگه دارد. بنابراين با اينکه دولت اخواني بالاخره توانست همه پرسي را برگزار کند و کشور را در مسير يک ثبات نسبي قرار دهد، اما نبايد هيچ يک از ۲ قطب ديگر گروه هاي مصري را بازنده اين ميدان تصور کرد: سلفي ها و سکولارها هر ۲ براي آينده تلاش خواهند کرد.
چشم گروه هاي غيراخواني به انتخابات پارلماني
پازل “مصر جديد” زماني کامل مي شود که پارلمان تشکيل شود و قوانين روزمره کشور براساس استنباط اعضاي پارلمان از متن قانون اساسي جديد تصويب شوند. گروه هاي غيراخواني نمي توانند فرصت بي نظير تعيين اعضاي اولين پارلمان منتخب مصر پس از تصويب قانون اساسي جديد را از دست بدهند. اگر زمان بندي هاي اعلام شده تغيير نکند، اين انتخابات حدود ۲ ماه ديگر برگزار مي شود. انتظار مي رود گروه هاي غيراخواني در آينده پيش رو با درس هايي که از بازي سياست گرفته اند و با انسجام نسبي که در اعتراض هاي اخير به فرمان مرسي و پيش نويس همه پرسي بين طرفداران خود ايجاد کردند، باز گردند. آن ها از اتفاقات سال گذشته ميلادي در مصر آموخته اند که بايد بيش از پيش به تقويت احزاب، نظام سازي هاي هدفمند و سياست ورزي براي رسيدن به قدرت بها بدهند.
فرش قرمز اخوان براي غيراسلامگراها
در مقابل دولت اخواني که در ماه هاي گذشته در داخل و خارج مصر به انحصارگرايي متهم شده است، احتمالا فضا را براي گروه هاي مخالف باز خواهد کرد. محمد مرسي، رئيس جمهور در اولين تصميم پس از پايان همه پرسي، ۹۰ شخصيت سياسي، مذهبي و حزبي را براي عضويت در مجلس شوراي اين کشور انتخاب کرد که گفته مي شود بيش از ۷۵ درصد آن ها اخواني نيستند. اين تصميم مي تواند نشانه اي براي رفتارهاي اينچنيني در آينده باشد. به علاوه اينکه اگر دولت ايده آل اخوان المسلمين را چيزي شبيه به وضعيت کنوني کشور ترکيه و حزب عدالت و توسعه رجب طيب اردوغان بدانيم، اين آينده بيش از آن که شبيه به خواسته هاي سلفي ها باشد، شبيه به وضعيت مطلوب سکولارها است. دولت حزب عدالت و توسعه در ترکيه از اصل سکولاريسم در قانون اساسي اين کشور حمايت مي کند و البته مدعي حمايت از ارزش هاي مذهبي نيز هست. بنابراين دور از ذهن نيست که دولت اخواني براي کم کردن از فشار داخلي و بين المللي بر خود، فرش قرمزي براي گروه هاي مخالف پهن کند. فرصتي که آن ها مي توانند از آن براي حضور در پارلمان و تحکيم ارزش هاي مطلوب شان در قوانين کشور استفاده کنند. با اين همه ميدان جدال سياسي جديد پيش روي مردم مصر، انتخابات پارلماني باشد.
پي نوشت
(۱)به ديدگاه اريک تراگر(Erick Trager) در “ميزگرد آيا مصر را از دست داده ايم” (?Have we Lost Egypt) که در انديشکده وينپ (Winep) منتشر شده است، مراجعه کنيد
رسالت:حماسه تاريخي ۹ دي
«حماسه تاريخي ۹ دي»عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم حبيب‌الله عسكراولادي است كه در آن مي‌خوانيد؛درباره تجليل و تقدير از عظمت و درخشش ملت ايران در فراز و فرودهاي تاريخي هرچه بگوييم كم گفته‌ايم. نوع حضور و ظهور ملت در انقلاب اسلامي به گونه‌اي است كه گويي رهبري حركت را خود به عهده دارد و پيشاپيش رهبري و رهبران نهضت همه دردها و رنج‌ها را به جان مي‌خرد، مسئوليت مي‌پذيرد و هزينه دفاع از اسلام و انقلاب را مي‌پردازد.
امام خميني (ره) به مناسبتي در وصف ملت ايران و جوانان كشور فرموده بودند؛ “تاريخ اسلام جز يك برهه از صدر اسلام،‌جواناني مثل جوان‌هاي ايراني ما سراغ ندارد. ملتي مثل ملت ايران در تاريخ ثبت نشده است. شما در كجاي تاريخ سراغ داريد اين‌طور ملت عاشق دفاع از كشور خودشان باشند. من از اين چهره‌هاي نوراني شما و از اين گريه‌هاي شوق شما حسرت مي‌برم و احساس حقارت مي‌كنم. وقتي با اين قلب‌هاي نوراني كه به واسطه توجه به خداي تبارك و تعالي نوراني شده مواجه مي‌شوم احساس حقارت مي‌كنم … چطور مي‌توانم از شما ستايش كنم و …”
روز تاريخي ۹ دي روز تجلي قدرت و اقتدار ملي در صيانت از اسلام و انقلاب است. ۹ دي روز دفاع از اسلاميت و جمهوريت نظام در برابر دسيسه‌هاي استكبار جهاني بويژه آمريكا و انگليس‌ مكار و رژيم صهيونيستي و فريب‌خوردگان داخلي است.
روز ۹ دي روزي است كه به تعبير مقام معظم رهبري دشمنان هم اعتراف كردند؛ “كه در طول انقلاب هيچ حركت مردمي به اين عظمت در ايران اتفاق نيفتاده است” ملت ايران بويژه جوانان ايراني از زن و مرد و پير و جوان حماسه‌اي خلق كردند كه انگشت حيرت به دهان جهانيان گذاشتند.
راستي چه شد كه ملت در دهه چهارم انقلاب همان علاقه و شيفتگي، همان نشاط و سرزندگي روزهاي نخستين انقلاب را در دفاع از اسلام و نظام و رهبري تجديد كرد و به صورت يك تصوير روشن در برابر دشمن به نمايش گذاشت.
اعتقاد دارم اين دست‌هايي كه مردم در محرم و صفر در عزاي امام حسين (ع) به سر و سينه مي‌زنند در حقيقت فرهنگ عاشورا و كربلا و وفاداري و عشق به امام و ولايت را در قلب و سينه خود ذخيره مي‌كنند. اعتقاد دارم اين تجمعات ميليوني در شب‌هاي قدر در مساجد، تكايا و حسينيه‌ها كه براي مظلوميت علي (ع) در ايام ماه  رمضان شكل مي‌گيرد و مردم در عمق جان خود با مولاي خود نجوا مي‌كنند “ما اهل كوفه نيستيم علي تنها بماند ” بايد جايي در تاريخ و بزنگاه‌هاي تاريخي ملت ايران خودش را نشان دهد.
ملت ما بيش از هزار سال است كه تمرين مي‌كند اگر عاشورايي رخ داد در كنار حسين (ع) و با ياران حسين بايستد.
ملت ما بيش از هزار سال است كه تمرين مي‌كند اگر جنگ جمل يا نهروان يا صفيني رخ داد در ايستادن در كنار علي (ع) ترديد نكند. ۹ دي سال ۸۸ يكي از همان روزهايي بود كه ملت احساس كرد در كربلاست و بايد به نداي هل من ناصر ينصرني امام حسين (ع) پاسخ دهد.
۹ دي سال ۸۸ روزي است كه مردم با همين شعار “ما اهل كوفه نيستيم علي تنها بماند” به ميدان آمدند و نهروانيان و اهل جمل و اهل صفين را نفرين كردند. اين در تاريخ ما ثبت شده است. هيچ كس نمي‌تواند اين حقيقت را از صفحه ذهن و حافظه تاريخي ملت ما محو